وصیت نامه ی شهید محمدرضا کارور

بسمالله الرحمن الرحیم
میخواهم به شما پدر و مادر و….. درد دل کنم،
به امید آنکه روزی از سنگینی مسئولیتی که بر دوشم انباشته شده برداشته
باشم و با امیدی بیشتر از لطف و رحمت حق تعالی در پیشگاهش و در عدالتگاهش
حاضر شوم.
آن عدالتگاهی که ناچیزترین اعمال نیک و بد انسان این موجود خاکی به حساب خواهد آمد. بدین صورت آیا سزاوار است که بنشینیم و سکوت را مهری بر دهان نمائیم و از اعمال خود غافل شده برای شاهی خود به هر سو قدم برداریم مگر نه اینکه درد ما درد اسلام و غم ما غم اسلام است و مرحمش اجرای احکام آن. ما اگر خود را مسلمان میدانیم و قرآن را کتاب خود قرار دادهایم و عمل به آن را رأس امور زندگی قرار دادهایم.
رسیدن به سعادت جز این نخواهد بود که باید رنجها کشید گذشتها کرد
براستی اگر ما امید به عفو و رحمت الهی نداشته باشیم چه کنیم، آیا
میتوانیم خجل و سرافکنده در پیشگاهش حضور یابیم و بگوئیم که ما از بندگان
توئیم . آیا میتوانیم بر گناهانی که در این دنیا مرتکب شدهایم سرپوش
گذاریم و یاری خواهیم که در آنجا نیز باز ستارالعیوب باشد….
ای عزیزان
دست از اسلام برندارید و به آن وابستهتر گردید. از آنچه که شما را به راهی
جز راه حق سوق میدهد دوری نمایئد. راه تقواپیشگان را پیشه کنید و از آنچه
که خدا روزی شما کرده، صدقه دهید. انفاق و احسان کنید.
تو ای شریک زندگی و غم و شادیم مبادا پس از مرگم غمناک باشی و دلسرد
گردی. بدان که خدا با توست رنجها و مشکلاتی که در راه او متحمل میشوی در
عدالتگاهش بیحساب نخواهد ماند.
در هر سال پیشه کنند تقوی را، تقوی را، تقوی را
محمدرضا کارور ۱۴/۸/۱۳۶۱