آنان كه ياس را نفهميدند از بوي بهشت بدشان مي آيد
آنان كه به بوي گناه عادت كرده اند از بوي بهشت خوششان نمي آيد.
آنان كه در هور بودند حور را مي بينند.

راهیان نور پیام نور مشهد

اگر روزي مجنون را به خاطر بوسيدن پاي سگي كه از كوي ليلي مي گذشت به سخره گرفتند، گو بيايند تا از دور جزيره مجنون را به تماشا بنشينند از آنطرف اروند و هور، ببينند بوي خاك قدم مجنون هاي حسين با دلشان چه مي كند و آنها را وادار به چه كارهايي مي كند؟!
آن گاه سوگند ياد كنند كه ديگر مجنون را شماتت نكنند و مسخره كنندگان مجنون را سرزنش نكنند، چرا كه او مو مي بيند تو پيچش مو.

جزيره مجنون دفتر مشق است، مجنون هاي فراواني با مركب خون مشق نام ليلي كردند، مشق نام ليلي مي كنم، خاطر خود را تسلي ميكنم و ليلي كاسه ها درجزيره مجنون شكست و جام هاي پر زرق و برق ريا و تزوير ديگران را بي نصيب گذاشت.

* * *


عروج و معراج، مبدأیی دارد و مقصدي، رد پايي دارد و نشاني، سوغاتي و خبري، وصال و لقا، شاید هدف عده اي باشد و شايد گامي قبل از هدف و منزلي نزديك به مقصود رضا و خشنودي، آخرين حرف دفتر عروجيان و خاكي پوشان است.

يا ابوتراب


در هر قاموسي و ادبياتي الفبايي است كه يك به يك پشت سر هم مي آيند و با حرفي شروع و به حرف بعد مي رسند.
آنان كه به مكتب نرفته مدرس شده اند به جاي خواندن و نوشتن و مشق حروف، آن را فهميدند
و در گام نخست با انگيزه سرودن شعر و غزل و حاشيه زدن بر ديوان ها در كلاس اول ثبت نام كردند.

به جاي آنكه مدادهاي رنگي خود را به رخ هم بكشند، از رنگ هاي رنگارنگ، بي ادعا رنگ هاي اصلي چون خاكي خاك و سرخي شقايق و خون را فقط برگزيدند.
و استاد چون اين همت والاي حاج همتان را ديد به غمزه اي روح ريحاني در دانش آموخته گانش دميد و جمله سازي را آغاز كرد.

از روز نخست به جاي لوح هاي رنگارنگ و تصاوير بي روح، سينه پاك و بي نقش در و ديوار ساختمان هاي دو كوهه، حسينيه، ميدان صبحگاه،... به دست شان سپرد تا درگام اول امتحان نهايي ذوق و شوق را به يكباره بگيرد.
ما ره يافته گان به ردپاي عروجيان زيباترين تابلوهاي مستاجران زمين را در بهشت موقت دو كوهه به نظاره مي نشينيم.

صبا اگر گذار تو فتد به كوي يار من به مرحمت بگو دعا نگار گل عذاران